محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

148

خلد برين ( فارسى )

گفتار در بيان ايلغار شهريار جم اقتدار به جانب طبس و مراجعت فرمودن بعد از قتل چندين هزار كس و وقايع متنوعه كه در آن اوقات دست داد در آن اوان كه شهريار جهان و جهانيان به محاصرهء دار العبادهء يزد اشتغال داشت خاقان منصور سلطان حسين ميرزاى بايقرا ، امير كمال الدين حسين صدر را با نامهء محبت ختامه و تحف و هداياى دوستانه روانهء آستان جلالت آشيان نموده بود . چون در ظاهر دار - العبادهء يزد شرف آستان بوس دريافته به وسيلهء امراء مكتوب صداقت اسلوب و تحف و هداياى مرغوب را از نظر كيميا اثر گذرانيد بنا بر آن كه در آن صحيفهء صداقت مقرون ، جواهر زواهر القاب همايون شهريار ربع مسكون به عبارات مشحون به تعظيم و احترام در سلك تحرير انتظام نيافته بود نامه‌آور منظور نظر التفات شهريار هفت كشور نگشت و انديشهء يورش خراسان در خاطر انور خاقان بحر و بر گذشت . بنابر اين بعد از تسخير يزد و حبس محمد كره در محبس قفس ، نخست عبدى بيك تواچى را با فوجى از سپاه و الا شكوه به تسخير حصار ابرقوه مأمور فرموده پس از آن به طريق ايلغار در اوايل ماه شعبان از راه بيلبان يزد به صوب طبس مسينان « 1 » نهضت نمود . و در آن اوقات ولايت مذكور به حكم خاقان منصور به سيورغال امير محمد ولى بيك مقرر و از قبل وى امير تردى بابا نامى از ملازمان مشار اليه در آن سرحد به سر مىبرد . چون وى از ورود موكب مسعود به آن حدود خبر يافت از مقامى كه داشت به جانب قلعه شتافت و سپاه ظفر پناه از گرد راه به قلعهء طبس تاخته بسيارى از مردم شهر و حصار را [ 31 ] به تيغ ذو الفقار آثار بر خاك هلاك

--> ( 1 ) - در متن : « مينا » .